امروز خواندن «تاریخ ایران مدرن» از یرواند آبراهامیان را تمام کردم، کتابی ساده و روان که به بررسی تاریخ ایران از قاجار تا ریاست جمهوری احمدی نژاد پرداخته است. برخلاف انتظارام کتاب خیلی هم به دلم نچسبید! «ایران بین دو انقلابِ» آبراهامیان بنظرم بهتر ازین کتاب جدیدش بود. روانی و سادگی کتاب بر قوت تحلیلی و تئوریکش چربیده البته باید به آبراهامیان حق داد چون خودش هم در پیشگفتار کتاب، اثرش را در حکم مقدمه ای برای خوانندگان عادی جهت آشنایی با تاریخ ایران مدرن دانسته است.(ص13)

در این کتاب هم آبراهامیان بخش عمده ای از منابع‌اش شامل گزارشات سفارت، دولت، اداره‌ی هند، کنسول‌گری، وزیر مختار و نماینده سیاسی بریتانیا در ایران است و همین اتکای شدید بر گزارشات رسمی دولت بریتانیا کتاب او را تبدیل به تاریخنگاری با روایتی انگلیسی کرده است، به هیچ وجه دایی‌جان ناپلئونی فکر نمی‌کنم اما در عین حال کتابی که بخش عمده ای از ارجاعاتش گزارشات رسمی دولتی انگلیس است کتابی از آب درخواهد آمد که صرفا بیان دیدگاه‌های رسمی و گزارشات ثبت شده دولت بریتانیا است. درست که دولت‌مردان بریتانیا بسیار خوب تحولات و وقایع ایران را ثبت کرده‌اند اما مسلما نگاه آنها با عینک گزارش‌نویسی  دولتی و رسمی بوده و استفاده مطلق از آنها در نگارش تاریخ دیگر کشورها آفت‌ها و نقصان‌هایی هم خواهد داشت.

بنظرم آبراهامیان بیشتر تحلیلگر ایران پیش از انقلاب است و تحلیلش از عصر بعد از انقلاب 57 چنگی به دل نمی‌زند! البته باید کتاب های ترجمه نشده‌اش بخصوص «خمینیسم» را هم خواند و بعد نظر داد اما اگر معیار قضاوت فقط این کتاب باشد فصل مربوط به جمهوری اسلامی می‌بایست خیلی بهتر از این می‌بود، اما گویا تاریخ‌دان‌ها فقط می‌توانند گذشته را ببینند و بنویسند و در نوشتن حال مشکل دارند!

از جملات عجیب و شگفت‌آور آبراهامیان، جمله ای است که در صفحه‌ی 337 آمده، وی در تحلیل علت انتخاب احمدی‌نژاد در انتخابات سال 84 می‌نویسد: «پیشه‌ی آهنگری پدرش- پیشه‌ی کاوه یکی از قهرمانان شاهنامه- نیز به انتخاب او [احمدی‌نژاد] کمک کرد.»!!!